بهشت

مرا به نام نخوانید

تمامی لحظه های آخرم

صدای نشستن پرنده است

بر مه

موسیقی های از یاد رفته

بر چشم ها

و خاکستری که از من

از ماشین های پارک شده

پاک خواهد شد

شکم سیر

مرا از فریب آزادی می رهاند

و دام همیشگی

خالی خواهد ماند

من به دزدی بی جنایت خرسندم

و به رهایی در اسارت دروغین

کودکانم که بخندند

شهادت را دور می اندازم

و بهشت را گم می کنم

در دوزخ خیالی

جویی از شراب کشیده ام

و جویی از شیر

کودکانم که بخندند

من آزادم

/ 2 نظر / 19 بازدید
جواد حاجی زاده

من به دزدی بی جنایت خرسندم و به رهایی در اسارت دروغین کودکانم که بخندند شهادت را دور می اندازم و بهشت را گم می کنم با سلام به روزم ومشتاقانه منتظر نظرات ارزشمند شما موفق و پیروز باشید در ضمن از لطفتان هم متشکرم که همیشه داشته دارید و خواهید داشت

مرضیه انساندوست

من از جهانی که جای خالی زنده هایش هم به اندازه جای خالی مرده هایش عمیق است می ترسم ! - رویا شاه حسین زاده - سلام گرامی با نگاهی به مجموعه شعر "آخرین مکتوب عاشقانه من " به روز هستم و چشم به راه ... قدم رنجه کنید