سی و سه

سی و سه خانه

دور تر

سی و سه خانه روی آب

کنارصدای زلال عبور

قرارمان

شنیدن تصنیف قدیمی زاینده

من،........... تو

عکاس دوره گرد

و تقسیم عکس یادگاری

از خط تماس شانه ها

برای نهان ماندن دل هامان

از خدا

نیمه ای که تو لبخند می زنی

در جیب سمت چپ پیراهن من 

نیمه ای که هیچکس نیست

دور تر

روی آب

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب شوکتی نیا

در شعر امروز وقتی که برخی المان های سنتی شعر را کنار می زنیم حتم بایستی در ازای آن حذفیات جایگزین مناسبی از توازن حسی برقرار کنیم . شعر شما شعری بدون موسیقی درونی و ریتم است ، به همین سبب تلاش کرده اید تا عمق و معنایی درونی تر به شعر بخشید . که گاهی این معنامداری تا حد ساختاری ایهامی در کلام پیش رفته . حالا می ماند حوصله ی مخاطب برای درک این معنا و رسیدن به عمقی که شما ایجاد کرده اید . و البته پاسخ این ابهام در خود شما نیز نهفته است . پس اجازه بدهید من بپرسم : به نظرتان این امر در شعر شما میسور بوده و هست ؟ مانا مانی ودرود .

کیوان اصلاح پذیر

سی و سه پل شاعر را برانگیخته است تا نوستالوژی زاینده رودی که دیگر آبی ندارد که زلال باشد ( راستی زلال درست است یا ذلال) یا خانه ای روی آب ( که ایهام قشنگی دارد به ناپایداری بودن ) و تماسی که در لحظه عکس جاودانه میشود بی آنکه ادامه یابد و لبخندی برای آن نیمه که بر آب است .

هانی فخرایی

دورود آقای سپهر.خوشحال میشم به خوانش و نقدم بیایید.چشم به راهتون هستم...

قزلباش

سلام بر سپهر افغان متاسفانه نتوانستم بخوانم چون بهم ريخته بود ممنون از اين كه محبت فرموده خبر كرديد.

.حسن سهولی

درود شعری که خویشتن خویش را می سراید وزبانی نرم و گیرا دارد تا بگوید زبان ظرفیت پذیر ودارای پذیرش محتواهای گوناگون است و تصویرگر وبیان کننده ی حالات است هم حسی خوبی احساس کردم

فرهادکریمی

خواندمت مهربان و لذت بردم

عه تا منصوری

هنرمند گرامی اقای سپهر افغان بازخوانی ، تحلیل و نقد چند شعر کوتاه از عبدالصابر کاکایی موضوع صفحه ی نقد شماره ی چهارم سایت آنات است با احترام به شرکت در این همایش مجازی دعوت می شوید با ارادت عه تا منصوری

جبیب شوکتی نیا

سپهر عزیز اینی که گفتم ایراد نبود . ویژه گی ی شعری شما بود . و مرادم این بود که بپرسم به نظرتان با این ویژه گی آیا حسی به مخاطب منتقل می شود ؟ که اگر می شود پس بایستی به آن معنامداری بیشتر توجه گردد . آقای شفیعی را نمی شناسم . حداقل با این نام . ولی بهترین استاد و مربی خودتانید و تلاش فراگیر از خواندن و خواندن به اضاقه ی نوشتن توامان . مانا مانی و دوباره درود .

قزلباش

سلام حضرت سپهر مواظب خودت باش /مواظب خودش باشد/مواظب خودمان باشیم/... و تقسیم عکس یادگاری مهربانی مثل همیشه

مستانه های باد در پاییز

به همین اندازه ، دیوار ، برای حاشا! مال تو پر ، مال من خالی، پر و خالی ...، گاهی دل ، گاهی پیمانه. این خانه ها پرو خالی میشوند ، عمر یک کرم ابیرشم درون پیله...وبعد پرواز. شاید فردا ، پروانه باشم......باور نمی کنی؟.