صبر

به عادت صبر

ترس را صبور بوده ام

نادانی را صبور بوده ام

مر گ  کودکان را صبور بوده ام

صبر پدران صبور را صبور بوده ام

فریاد ها را صبور بوده ام

شنل پوشان را صبور بوده ام

ندانسته هایم را

ماندنم را

دیدنم را

صبور بوده ام

 

صبر مرا به مرگ می برد

صبر تفاوت عمیق من و مرد است

عادت عجیب سالیانه ی من

تراوش هیچ

چقدر این صبر عزیز

این صبری که به آن قسم خورده ایم

دوست داشتنی شده

کودکانی که بهای صبر منند

مادرانی که هراسان از صبر منند

دیوانه هایی که زاده ی صبر منند

چقدر زود گذرند

به شما اطمینان می دهم که باز صبور باشم

به خاطر زخم های فریز شده ی دیدنی

برای آن که دور هم باشیم

برای حقانیت فجیع جهالت

باور کن صبور خواهم بود

و صبور خواهم مرد

و دوباره صبور...

زاده خواهم شد

/ 7 نظر / 16 بازدید
سحر

شما دعوتيد به راز و نيازي عاشقانه با معبودتان ...به جامدادي عشق تشريف بيارين و از پست راز و نياز با خداوند بهره مند گرديد....[بغل][گل][گل][گل][بغل]

مریم فتح الهی

سلام استاد عرض ادب شما دعوت نکرده ما مهمان راه به روایت عاشق نا بینا می شویم. اگر جسارتی در نقد کرده ام پوزش می طلبم اما چون شاگردی استاد شفیعی و شکارسری را می کنیم این نازک بینی سرایت کرده و گر نه ما شاگرد شما هستیم با تشکر

رها

به رگهایم می نگرم. آری صبر هم بسان خون سرخ است[گل]

م . قیری

دوست خوب ام درود ممنون از وقتي كه گذاشتيد . اگر قرار بود دليجان ربطي به باد داشته باشد و باد دليلي براي وزيدن اش بر دليجان داشته باشد آن وقت از زبان من كه شاعرم جاري نمي شد . ربط چه ربطي به شاعر دارد ! اگر قرار بود تصويري را كه مي بينم همان گونه بگويم ؛ مي شدم عكاس . كه جايي نوشته ام « شعر نقاشي آبرنگي است از يك خواب زودگذر » كه صد البته آن چه را ديده ام شهودي از يك پرتاب است . لحظه اي است كه اگر جذب مي شدم ؛ هرگز نيازي به نوشتن اش نبود ؛ يك آن زودگذر مي بود و مي رفت . البته با خواندن شعرهاي شما به اين نتيجه رسيده ام كه ژانر فكري ما تفاوت دارد . فهميدنِ همديگر نياز به همسايه گي دارد از نوع فكري اش .

باران سپید

سلام دوست عزیز برج های نیویورک سال هاست به ابرها هم تجاوز می کنند کسی نمی گوید ما هم پرنده ایم با آنکه مشتاق نظرتان هستم اما برای پیشگیری از آنفلونزا، زمان درج کامنت، حداقل یک متر فاصله را رعایت کنید.[گل][خداحافظ]

...

همه ی ما صبور هستیم گویی از روز ازل به ما صبر خورانده اند از درد دلمان ترک بر میدارد و صبورانه سکوت میکنیم اما صبری زاییده ی وحشت سکوتی زاییده ی نفرت