وداع

به اهتزاز میکشم

از پشت شیشه های ماشین کهنه

انگشتان بی رمق را

بی آن که کسی

نگاهشان کند

هر که می اندیشد

وداعم

از آن دیگریست.

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید علی شفیعی

یاهو اهالی هنر و ادبیات سلام ! اين روزها كه روزه سكوت گرفته ام كه دارم تمرين شنيدن مي كنم واژه هايم ياد مي گيرند چگونه کی كجا گفتن را باقی بقایتان

ملیکا

استاد!!! سلام!![گل] باور نمیشه که اینحا پیداتون کرده باشم....[تعجب] من شاگرد شما بودم..تصویر سازی!دانشکده ی دختران ولی عصر...وای باور نمیشه[قلب] چقدر دلم براتون تنگ شده...برای کلاسامون...برای تصویر سازی... [چشمک] نمی دونستم شعر میگین , چقدر زیبا هستن... استاد سپهر...وای یاد اون روزها بخیر...[لبخند]

آلوستانی

سلام جناب سپهر تقریبا تمامی مطالب وبتون رو خوندم-خیلی زیبا کلمات را کنار هم میچینید مخصوصا نوشته جدیدتون وداع خیلی برام دوست داشتنی - وداع-اهتراز - انگشت بی رمق و نگاه و اندیشه خیلی به هم مرتبط اند که هر کسی حداقل یکبار در زندگی اش این تجربه را آموخته ولی به تصویر کشیدن شما آن را جذاب تر کرده هر چند همیشه وداع خیلی سخته-امیدوارم هیچ گاه دوستداران وبتون مجبور به وداع نشوند و همیشه سرفراز باقی بمونید. موفق باشید

ملیکا

استاد گلم یک دنیا سپاس از این همه مهربونیتون[قلب] من ملیکا خورشیدی ورودی 83 بودم.کاردانی[گل] ازاینکه بهم سر زدین خیلی ممنون و اگه اجازه ی لینکتون رو بهم بدین خوشحال ترم میکنید.[لبخند] علی هم سلام گرم برایتان میفرسته[گل] بازم از لطفتون یک دنیا سپاس روزگار بر وفق مراد[گل]

کوثر

سلام آقای سپهر... من کاردانی گرافیک می خونم در حال حاضر دنبال موضوعی برای کار پروژه ام هستم.از اونجایی که قراره روی تصویر سازی کار کنم خواستم از شما کمک بگیرم برای انتخاب موضوع!می خواستم بپرسم تا به حال برای چه چیزی کار تصویر سازی نشده؟یا چه موضوعی می تونه برای یک پروژه تصویر سازی موضوع نابی باشه! اگه در انتخاب به من کمک کنید خیلی ممنونتون خواهم بود. پیشاپیش متشکرم...از راهنماییتون

باران سپید

چرا وقت رفتنت حتی دستی نتکاندی ؟![گل][خداحافظ]

باران سپید

سلام و ممنونم از حضورتان. به ژیوندهایم افزوده شدید.

مریم

از حضور صمیمی تان ممنون.کاش زحمت نقد بعضی آثار را هم تقبل بفرمایید! شعر هایتان را می خوانم...آرام آرام...و غرق می شوم... بیشتر این نوشته ها غمگنانه های نا صبوری است که تاب آورده اند...تا بمانند! غم شیرینی با این دل نوشته هاست که مرا می برد... ساعت ها گذشته است!...