آخرین عدد

من درخت ندارم

و هیاهویی  از وزیدن باد

  درمسیری مفقود

افسار بریده، حرف هایم

عبور شده اند 

 از معانی امروز

وشک منجمد مفهوم

آهی است  بر هجوم معاصی

به دشت های گرم جنون

باید غمزده

در مکعب سیاه متعالی

حرفها را

میان زمزمه های سبز بپیچم

و تنها آرزویم

بهشتی با باد های خوش

و شراب

و شراب

و شراب...

روشنایی بس است

خواب  شیرین مرگ

چراغ ها را

خاموش تر ....

/ 32 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد آسیابانی

سلام. ممنون از اینکه سر زدید طبق معمول شرمندم کردین. راستی آقای سپهر اون کتابتون چاپ شد بالاخره؟

عبدالستار

سلام سپهر خوب بود کاش کمی به شعرت موسیقی کلام اضافه کنی...بعضی کلمات سکته موسیقیایی می اندازند و در حس شعر دست انداز می اندازند مثل...آهی است بر هجوم معاصی به دشتهای گرم جنون...اگر به جای به "در " بیاید به موسیقی شعر کمک می کند یا به جای حرفها را می شود گفت"حرفهایم را" و از این دست ......

کاشفی

باسلام موفق باشید عالی است معـــــــــــــزز و باطراوت باشید. والســــــــــــــــــــــلام.[لبخند]

وحید حیاتلو

sghl fcv',hv o,f isjdk ممنون میشم اگه تو اطلاع رسانی هاتون خبر چاپ سیب تجلی رو هم حمایت کنید مدتي در رفتنم تاخير شد....! و دو باره سيب آدم را مي خواند .... بالاخره سيب تجلي بروز شد با اخباري جديد و لبسوز و مثنويي ديگر منتظر حضورتان هستم يا حق

محمد کرد

درود بر جناب سپهر افغان با احترام شما را به پیوند هایم افزودم و اگر فرصت داشتی بیشتر بنویس این شعری را که شما از آن حرف به میان آوردید سال 88 در وبلاگ گذارده بودم و به درخواست چند دوست دوباره در وب گذاشتم چون می گفتند آن موقع اوایل وبلاگ نویسی بود و کمتر شناخت داشتند و همان زمان نیز از خیلی ها دعوت کردم و اتفاقن اکثر دوستان نظر مثبت دادند حالا ظاهرن بعضی ها نظرشان عوض شده و شاید هم چون قبلن شنیده بودند در ذهن شان مانده و ... به هر صورت برای تمام دیدگاه ها ارزش و احترام قائلم منتظرم سپهر افغان نازنین که از شما بیشتر بشنوم