او

این که می نشیند آرام

کنار نفس های شاد و پر شوقم

ومی نگرد از دریچه های جان نجیب

بر هوای مانده ی اتاق کم نور م

شبیه تست

مو نمی زند.

با رد پای رنگی حوا

از عمق آغاز زنانگی مدهوش

و سخن می گوید

از واژه های غریبه ی ساکن

با موسیقی گریه های پر عطش

نگاه می کنم  او را

شبیه تست

مو نمی زند......

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
آسمانی ترین ستاره

سلام وبلاگ زیبایی دارید . با یه مطلب زیبا به روز هستم . منتظر تو و نظرت هستم . [چشمک]

سید علی شفیعی

سلام مگر می شود عاشق بود و بینا بود ؟ مگر می شود عاشق بود و نابینا بود؟ در کشاکش این دو تاست که عشق گل می کند و راه پیدا می شود . باقی بقایتان