آب

آب

هر چه می نوازد

در راه سخت سنگین

شنیدنی است

آب

هر چه می نوازد...

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ذوالفقار شریعت

سلام جناب سپهر افغان عزیز ممنون از حضورتان در رابطه با کامنتتان توضیحی مختصر برای رفع ابهام از دوستانی که احتمالا مطلب را می خوانند در همانجا گذاشته ام .

ذوالفقار شریعت

سلام جناب سپهر افغان عزیز ممنون از حضورتان در رابطه با کامنتتان توضیحی مختصر برای رفع ابهام از دوستانی که احتمالا مطلب را می خوانند در همانجا گذاشته ام .

امیدمیرزایی

سلام دوست عزیز ابتدا متشکرم از حضورتون و نقد ونظرتان بعد اینکه شما درست میفرمایید غزل "پیچ میخورد" اصولا کار محکم وخوبی نبود ولی نقد شما نگاه جدیدی بود و از این بابت متشکرم

امیدمیرزایی

طرح بسیار زیبایی بود تکرار"آب هر چه می نوازد" احساس شنیدن برخورد آب به تکه های سنگ رودخانه ها را به من القا کرد!

مترسک

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت چه هوایی به سرش بود که با دست تهی پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت همنوای دل من بود به هنگام قفس ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت هوشنگ ابتهاج

مسيح

سلام اين سفره هاي نان و نمك بعد رفتنت..... با غزلي نذر اقاي غريب كوفه به روزم

هما

خواستم چیزی در مورد آب بگم ، تو مغزم سرچ کردم، فقط این یادم اومد: .... عاقبت چون خاک خواهی شد ور آن پس بر هوا چیست سودی ز آه آتشناک در جهانی ایستاده روی آب [لبخند]