ایمان

باز هم تو

که آیه ها ی افتاده از درخت توت را

خم می شوی

و قدم می گزاری بر روی میوه های قدیمی

و رد می شوی

از میان ابر های بالای شاخه ها

بی آن که کلاه خالی کنار مرا ببینی

باز هم تو

که از میان فحش های آبدار چاله میدان

برگرفتن نگاهت را

یا سلام دادن

خیلی وقت است ماشه ای را نچکانده ام

می ترسم از تو

تا حد مرگ با عبور یک مرمی

عادتم شده ای

از من مبارز نخواه

از این جسد خندان

که مغلوب زاده شده است

تمام راه ها غلط است

ایمان دارم

که تمام راه ها غلط است

 

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
golnoosh veyskarami

:( عالی بود مثل همیشه

حسن سهولی

درود بر دوست خوبم جناب سپهر افغان باز هم تو که آیه ها ی افتاده از درخت توت را خم می شوی و قدم می گزاری بر روی میوه های قد