اسارت گمشده

رهایی من

آرزوی تو بود

اسارت

آرزوی من.

آزادی ام برای خاطر تو بود

و رابطه ی عاشقانه ما

که می فهمیدیم

تمام حواشی احساس

 به خاک های آویخته بر باد

ختم می شود

ما در کمین اسارت ماندیم

تنها به دلیل تنهاییمان

و هر چه بیشتر بخشیدیم

کمتر شدیم

و گم تر

حال که تو مرده ای

...

با آزادی

چه کنم؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
الهه تاجیکزاده آریایی

درودها نثارتان جناب سپهرافغان گرامی[گل] عجب شعرهای نفس گیری! زنده باد[گل][دست] تبریک بهار...[لبخند]