بی تو

با دفتر های سفید

بی تو

چه کنم؟

با شعر های عاشقانه قفسه های جهان

با نگاه

روز

پنجره

باران

 

گناه از خدا بود

چقدر به او فرصت بدهم

برای بازگرداندنت؟

/ 7 نظر / 18 بازدید
سعیدحریری اصل

سلام.[گل]شعرشمابردلم نشست.میان اینهمه ترانه و..که به حسب شغلم مجبورم بشنوم.سادگی وعصیان زیبای داشت .سلام خدابرشما.وسلام

موسوی

با سلام به شما دوست گرامی، از وبلاگ بسیار زیبایتان دیدن کردم. منهم از علاقمندان ادبیات هستم و خوشحال میشم نظرتون را درباره وبلاگم بدونم. منتظر حضور گرمتان هستم.

آزادی

.... سخن از نسیم هزار آرزوی فریباست، .... و نشستن قاصدک بر دامن مردمی که در انتظار رهایی است.... تازه آبم که بشه برفا، مث اون قله مغرور بلندی، که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می خندی... با سلام. دوست گرامی، پس از مطالعه بیانیه، در مسابقه ادبی ویژه ادیبان و شاعران شرکت کنید. لطفا به دوستان علاقمند و مستعد نیز اطلاع دهید تا در این فراخوان سراسری، شرکت کنند. منتظر حضور گرمتان هستیم. بیایید به گلزار، به این نقطه اقبال، چو عشاق نوآموز، برآن نادره خورشید، قمروار بگردیم... ای دوست چرا به کوی عشق، گذاری نمی کنی؟ " ناز انگشتای بارون تو، باغم میکنه "

جوادحاجی زاده

سلام سپهر دوست داشتنی وقت شما به خیر و خوشی و طاعات قبول حضرت حق !! به روزم ومنتظر نظرات شیرین و شیوای شما

رها صافی

به روزمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم بهتر است یک فراموشی کوتاه مدت بگیرم وبعد مثل سربازی که از جنگ خسته می شود با بند های کفشم خودکشی کنم ...

میخوش ولی زاده

درود شاعر