ردیف آخر

می گویند عبور کرده سم

حتی از ناخن هایم

به خصوص آن انگشت

که اشاره می کردبه ضربان های بی افسار

 

 

تمام این عشق را ننوش

شیشه ی خالی  عمر من به هیچ کار نمی آید

جرعه ، 

جرعه

 

لمس ناشدنی

تو را چگونه ببوسم

که ردی از مردی گمشده

در چشم های تو نیابند؟

 

 

انگار اتفاق آخر هم درد مرا دوا نکرد

کسی سنگ می کوبد

روی شماره ی ردیف آخر

آه .. جانم کجاست؟

 

 

زیاد نمان

کنار چشم هایی که برای خیره شدن به تو

بایستی جای خود را روبه رویشان

تنظیم کنی

 

تمام گریه های تو را نوشته ام

قبل از باران

دیگر نمی شود ، نمی توانم

قاطی !...... می کنم

 

/ 38 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام حیدری

سلام ممنون از دعوت خواندم و استفاده کردم سبز باشید

استامینوفن

سلام ، خوب هستید ؟ شعرهاتون رو بعد از مدت ها خوندم . مثل همیشه عالی بود . خسته نباشید. خوشحال میشم که به من هم سر بزنید و نظر بدید به داستانم و نقدش کنید. ممنون.

لیلی

سلام استاد. خیلی عالی بود. دست مریزاد

رها

سلام خوش حال میشم بهم سر بزنید ممنون

کامبیز منوچهریان

سلام. شما را به خواندن"ترجمه شعر" دعوت می کنم. منتظر نظرات ارزشمند شما هستم. با احترام.

امید میرزایی

سلام بعد از مدتها با یک غزل به روزم شما به خوانش و نقد دعوتید دوست عزیز ارادتمند.