بهار

تنها مانده ام

مجاور مردمی

 که هم صدا می خندند

و در تلاشی مکرر

نام خویش را قبل از مرگ

از چشم های خیره می پرسم

کسی روی این خاک مرا می شناسد؟

صدایم  را جایی شنیده اید؟

قبل از آن که با آتش آبی رنگ

برای خوش آیند ابوجهل

خانه ی ویران را

بسوزانم؟

راست می گویند

وقتی سکوت می کنند

و  چشم هایم را می پوشانند

تا یارانم را بشناسم

من گم نشده ام

خاک خاصیت عجیبی دارد

و اسب های ترکمن و عرب

هر دو از نژاد اصیلند

شاید به خدایشان بنویسم

که آن ها

حیوانات نجیبی نیستند

اگر بدانم  به چه زبانی بهتر است

یا با چه سبکی

خوب

 برای سال هزارم کافیست...

مرا نخندانید

چون از نخست

در بهشت زیسته ام

تنها راهی باز کنید

برای عبور

از فرشتگان سیه روی فربه 

و مرا با فریب های دوست داشتنی

تنها بگذارید

تا کمی بمیرم

 

 

/ 4 نظر / 22 بازدید
چرك نويس (مهدي دمي‌زاده)

سلام دوست من.. خاک خاصیت عجیبی دارد و اسب های ترکمن و عرب هر دو از نژاد اصیلند شاید به خدایشان بنویسم که آن ها حیوانات نجیبی نیستند

روحاني - قوچان

آفرین شاعر !..... خاک خاصیت عجیبی دارد و اسب های ترکمن و عرب هر دو از نژاد اصیلند