دعای روز سی و دوم1

هیچ قفسی

اندازه ما نیست

شاید از بین انفجار ها

دلی که عاشقانه می شکست را

برای تو به عاریت بیاورم

تا در اعتبار مذهب احمقانه ات

یک پوستر جذاب دیگر

برای دیوارها بیابی

و شعارهایت تومنی صد تومن

صعود کند به حماقت یک مادر

که در جهنم از دست دادن کودکش

به بهشت می اندیشد!

تنهایم بگذار

و آینه را با خود ببر

و سگ ها را

تقدیر پروژه ای است

که چیزی در آن نخواهد چرخید

جز مردانی عقیم

و زنانی قاطر

سال ها از آغاز مرگ می گذرد

هنوز اما

هیچکس فاتحه اش را

تمام نکرده است

حتی ما

 

/ 0 نظر / 50 بازدید