نقدی از جناب علی جهانگیری

آن چیز که بیشتر از همه در این شعر به چشم می آید قابلیت ملموس بودن تصاویر است

نگه داشته ام
نفس های عمیق را
برای غرق شدن در چشمانت

و خروج های سوبژکتیو که هر چند هنجارها را می شکند اما گرفتار بازی های زبانی نمی شود و در عمق ،  اصالت معنا را  ، نه به عنوان امر بدیهی ،  بلکه بعنوان خلقتی تازه بها می دهد  :

بی انگار از حضور گم شده ام
می شود عبور کند از سمت من
                       مسیر نگاهت
                          و صدای چشمانت
فراموش تو ام
چون آن چه به یاد ندارم
مقابل دیدگان منی

در این شعر خروج از نرم زبان ، گریز از بودن به شکل متعارف است و بی آنکه زبان را تن پوش عاریتی معنا کند ، شبکه های تداعی جدیدی را پیش روی ما می گشاید و این همه باز می گردد به این نکته که ، گریزها از دو سمت انجام می پذیرد ، هم در نحو زبان به عنوان یک دستگاه معنا ساز و هم از شکل متداول یک واژه یا یک ترکیب و این کار با تمام ظرافتش به صمیمیت انجام پذیرفته است :  

بی آتش
بی سوال
         خدا تو را آفرید
                      یا تو ..
                      آهسته ، شرمگین

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی خورشیدزاده

سلام سپهر عزیز ممنون که اومدی و باز هم دعوتم کردی من همیشه بدون دعوت میام و اندیشه ی زیبا و دلنشینت رو می خونم و لذت می برم . موفق باشی

فريده

ويليام شکسپير بسیار مهم است که فقط آن کاری را بکنید که دوست دارید در این صورت اگر فقیر باشید یا گرسنه و یا در خرابه ای زندگی کنید باز هم زندگانی کاملی خواهید داشت. و در پایان روزهای عمرتان از زندگانی خود شاکر خواهید بود. زیرا همان کاری را انجام داده اید که برای آن به اینجا ـبه این دنیاـ آمده اید.

مریم فتح الهی

سلام استاد این همه کار خوب داشتید و پشت نقاشی ها پنهان کرده بودید[گل]

م.قیری

فالی که این استکان می گیرد آلوده به رژ ِ لب های توست .

استامینوفن

سلام ، نقدی خوبی بود . یعنی اصلا من کسی نیستم که بخواهم در مورد نقد دیگران نظر بدهم . در هر صورت خواستم بگویم که به روز شدم خواستید بیاییدو نقد کنید بدون رحم . ممنون.