سرود های سرگردان زمین

سرود های سرگردان زمین سومین نامه ی من برای تو دوست به توسط انتشارات اردیبهشت رسانه به چاپ رسید.

شعر ها را به عنوان یادگاری از من نگه دار

اگر چه هیچگاه تو را نخواهم دید.

/ 1 نظر / 22 بازدید
مستانه های باد در پاییز

آخرین بوسه بزرگتر شدم! هر چه بزرگتر میشدم، فاصله ها بیشترمیشد و شرم در آغوش کشیدن وبوسیدنش را بیشتر احساس میکردم. این چه عادت تلخی ست که ما داریم! زمانیکه باید نزدیکتر شویم دور میشویم. همیشه در حسرت بوسه های گرم کودکی سوختم ، روزهایی را که به بهانه بزرگ شدن، در آغوش کشیدن وبوسیدنش، ختم شد به عید یا روز مادر، آنهم گاهی در کنارش نبودم و این آخرین بهانه را هم از دست میدادم. همیشه افسوس روزهای شرم خود را می خورم!. روزیکه به عنوان پسر بزرگ مأمور شدم تا اورا در گور بگذارم ، برای آخرین دیدار صورتش را که بوی سدروکافور میداد بوسیدم . بوسه ای سرد وگس که دلم را بیشترسوزاند، چرا در روزهای زنده بودن، به ارزش بوسه های گرمی پی نبردم که ، مادرم بود وشرم باعث شد از خود دریغ کنم .